Qarluq Hazaras, also pronounced as “Qalugh”, live mainly in Baghlan, Qunduz, Shekhali and a large number of them once lived in Uruzgan province of Central Afghanistan (Hazaristan). In Baghlan, they are an independent Hazara clan, whereas in Uruzgan, they were a sub-clan of one of the Hazara clans that lived in that province, possibly Dai Khitai or Polada (1). There were three main Hazara clans in Uruzgan, Dai Chuban, Dai Khitai, Polada and also a number of smaller Hazara clans. This was before Amir Abdur Rahman’s invasion attempts to try to eliminate local Hazaras living in Uruzgan and instead repopulate the region with his followers. His army faced fierce resistance from the local Hazara clans in Uruzgan. His army was defeated in many of his first attempts, however, since local Hazaras were surrounded from all around, they were eventually defeated and most of their population were either massacred or forced to flee their homeland.
Amir Abdur Rahman’s invasion not only fulfilled his goal which was to massacre an ethnic group and force them to flee their homeland but through this, he was also able to unite many other tribes to follow him in this act. They were told that Hazaras are “infidels”, so he was going to a “holy war” against them.
Among the Uruzgani Hazaras, there are no Polada and Dai Khitai Hazaras left today. From Dai Chuban clan, Maska, which is a sub-clan, were also affected and lower Maska region was entirely invaded. Qalandar, a sub-clan of Dai Chuban faced a similar situation to Polada and Dai Khitai Hazaras. This is surely the greatest loss to a nation to have three of their clans being massacred at once. Nowadays we do not hear much of Qarlurq sub-clan among the Hazaras in Uruzgan, which shows that they either faced similar situation as the Polada and Dai Khitai Hazaras or they fled to somewhere else that we are unaware of. Many Hazaras fled to Quetta in Pakistan and also Mashhad in Iran. There is no trace of them in Quetta, which leaves Mashhad the only hope. There has not been any proper search done among the Irani Hazaras in Mashhad yet. We also hear that some Hazaras (possibly Maska Hazaras) left Mashhad for Turkmenistan.
P.S. It would be a great help if anyone with any news/info could either leave a comment or contact me regarding Uruzgani Qarluq Hazaras and Maska Hazaras who fled to Iran and Turkmenistan.
______________________________________________
Sources:
(1) This was one of the findings of Sir Alexander Burnes, an English explorer who passed Hazara villages in Uruzgan in early 1800’s on his way to Kabul. This piece of info was taken by an Author named Elizabeth E. Bacon, from one of his journals in London.
Hi,
Check you’r email!
سلام
زیاد تر هزاره های قارلوق ساکن قندوز هستند و اکثر هزاره های قندوز از طایفه ی قارلوق . در کویته پاکستان هزاره های قارلوق بیشتر ساکن خروط آباد هستند که در همسایگی هزاره تاون است. در آنجا آنها مسجد و محله ی خود شان ره دارند که معروف به محله ی هزاره های قارلوق است. در این سالهای اخیر ارتباط خوبی بین هزاره های قارلوق که سنی مذهب هستند و هزاره های هزاره تاون برقرار شده است. فعلا بیشترفرزندان هزاره های قارلوق در مکاتب و کورس های هزاره تاون درس می خوانند. من تا کویته بودم، دوستان قارلوق داشتم و این اطلاعات که هزاره های قارلوق در قندوز هستند اکثریت شان؛ را از آنها شنیده ام ولی ناگفته نماند که مذهب یک مشکل بزرگ برای هزاره های قارلوق است که فاصله آنها را با هزاره های دیگر بیشتر میکند یعنی مثل هزاره های شیعه مذهب که در راس آن اکثریت سادات و شیخ های بی کفایت و اجیر هست، در بین هزاره های قارلوق نیز سادات تسنن و آخند های اجیر مانع ارتباط آنها با هزاره های شیعه می شوند
سلام و تشکر برادر عزیز از اطلاع تان که در قندوز هم برادران قارلوق ما هستند و در کویته آنها در کنار دیگر برادران هزاره ای شان سکونت دارند، این خبر خوشیست برای همه ما. اما هزاره هایی قارلوقی که در اوروزگان ناپدید شده اند در اثر ظلم و ستم و قتل عامی که توسط عبدر رحمان صورت گرفت، آیا از آنها در داخل یا خارج از افغانستان باقی مانده یا خیر؟ جستجوگر انگلیسی به نام “الکزاندر برنز” که از مناطق هزارستان رد شده بود از هزاره های قارلوقی که در اوروزگان ساکن بودند یاد کرده است. او آنها را در جمع قبیله های که متعلق به یکی از اقوام بزرگ هزاره مثل “دای چوبان”، “دای خیتای” و “پولاده” بودند نام برده است. اما امروز از آنها هیچ خبری نیست
هزاره ها باید به این نتیجه رسیده باشند و بدانند، مخصوصا نسل نو ما، که نباید مذهب باعث جدایی میان دو برادر گردد. به نظر من این مشکل تا اندازه ای حل شده است و امیدوارم در آینده ای نزدیک نه تنها هزاره ها بلکه همه ترکتباران افغانستان به اتحادی برسند که نیاکان ما از ما توقع داشتند. ما همه متعلق به یک ریشه و تاریخ میباشیم که جدایی از هم بی معنی و کبر است
سلام
خیلی از مطالب ذکر شده در این سایت در مورد هزاره ها برایم تازگی دارد، بابت این اقدام نیک از مسیول سایت بی نهایت متشکرم. از خواندنش لذت میبرم
راستی مطلبی در ذهنم هست که به صحیح بودنش شک دارم، خواستم اینجا مطرح کنم
آیا در جاغوری هم قومی به نام مسکه داریم؟ یا فقط در دای چوبان ارزگان بودند این قوم؟ چون تا جایی که کم کم از گذشته یادم میاید بعضی دوستان در دوران مکتب خودشان را از مسکه جاغوری معرفی میکردند
یا حق
سلام و تشکر از نظر تیکتان گلی جان. بله مسکه جاغوری است، اما بعدا در دوران ایلخانیان هزاره مغول “دای چوبان” بطور یک اتحادیه ای نظلمی که متشکل از قوم “مسکه” و “قلندر” بود تبدیل شد. مسکه متعلق به طایفه آته از جاغوری میباشد
با سلام به تمامي دوستان و خوانندگان
در ادامه مطالبي كه دوستان در اختيار همه ما قرار دادند عرض برسانم كه قوم قره لوق تنها در منطقه قندور و جاهايي كه دوستان ياد كردند نمي باشند
در منطقه ويا ولسوالي شيخ علي هم در ولايت پروان
جمعيت بسياري از اين قوم در كنار 3 قوم ديگر (نايمان ،داي كلان ،كرملي )هستند كه بدون در نظر داشتن مذهب
با هم به صلح و صفا و برادري زنده گي مي كنند
ياد آور شوم كه مردم در اين ولسوالي 3 مذهب (شيعه جعفري ،شيعه اسماعيليه ،و اهل سنت )گرايش ديني دارند ولي همه خود را يكي مي دانند
با تشكر
سربلند و موفق باشيد
سلام برادر گرامی ما نیمان جان. از معلومات باارزشی که ما را از آن بهره مند نمودید یک جهان تشکر. واقعا که قومای ما در شیخ علی الگوی خوبی هست که اقوام هزاره ما را با وجود تفاوتهای مذهبی که دارند توانسته است به
صلح و برادری حفظ کند
سلام و ارادتم را حضوردوستان دارم
بنده خودم متعلق به هزاره های قرلق میباشم از منطقه شیخعلی، خیلی خوشحال استم که قومایم که همیشه ما را رد میکردند حالا با افتخار از این قوم فراموش شده یادی کردند،
جهت معلومات دوستان باید یاد آور شوم که آنعده قرلقهای کندز هم از همین شیخعلی دراثر شکست در جنگهای علیه عبدرالرحمن به کندز تبعید شدند که تا هنوز توانسته اند لهجه ،لباس و دیگر رسوم هزاره گی خود را حفظ کنند. ولی یکتعداد دیگر هم در بین ازبکهای و تاجکهای مان متواری شدند که به خاطر نجات از فشارهای آنزمان تغیر هویت داده اند، گرچه بعضی چیز فهم هایشان طی صحبت های خصوصی بامن گفته اند که دو نسل پیشترشان هزاره گی مکالمه میکردن یعنی هزاره بوده اند.
ریش سفیدان منطقه میگفتند که در زمان عبدالرحمان بخاطر اهمیت منطقه (چون در آنزمان راه سالنگ نبود و نیرو های دولتی از این راه به ترکستان داخلی تردد میکردند)، دولت اولین جنگهای هزاره جات را بر ضد مردم این منطقه شروع کرد ولی عاجز آمد وبعد سنی ها و اسماعیلی ها را بر ضد هم تحریک کرد که کارگر افتاد وهمه قتل عام و تبعید شدند، البته بعد ها یکمقدار مردم کارمعلی و قرلق سنی مذهب برگشتند که تا هنوز در شیخعلی هستند ولی قرلق های اسماعیلی خیلی کمی که باقی مانده بود تا هنوز در منطقه دوشی بسر میبرند و بنام (قرلوغو) مشهور استند.
البته معلومات بنده در این رابطه محدود است گرچه شنیده ام که قرلق ها یکی از اقوام تشکیل دهنده تمدن کوشانی ها بوده و اینکه سلطان محمود غزنوی هم متعلق به همین قوم بوده و بودن قرلق ها در اورزگان. و امیدوارم دوستانیکه در این باره چیزی میدانند با ما در میان بگزارند تا همه استفاده کنیم.
با سلام به دوستان عزيز
در رابطه به فرمايشات دوست عزيزمان آقاي قره لوق
تمامي نوشته هاي ايشان درست مي باشد
مردم اين منطقه در زمان عبدالرحمن مثل ساير هزاره هاي افغانستان دچار مصيبت هاي فراواني شده اند كه
عبدالرحمن (لعنه الله عليه )با استفاده از ترفند مذهب و با توجه به شناختي كه از مذهبي بودن اين مردم داشت وتوانست بين اين اقوام تفرقه بياندازاد (چوچه ي انگريز)تا بتواند كه راه تركستان را باز نماييد
تمامي اين مطالب در كتاب (كله مناره ها )آمده است
اما مردم شكر خدا مردم چه در منطقه شيخ علي و يا ديگرمناطق ديگر فريب اين نيرنگ ها و نيرنگ باز ها را
نمي خورند و همه خود را يك قوم و يك دست مي دانند
همه خود را هزاره و هزاره و هزاره مي دانند
قومي يا به عبارت ديگر فدارسيون قومي كه در طول تاريخ هميشه از اين قوم به وطن دوستي و خوبي ياد شده
است نه به عبارت وطن فروش و غيره
به هر حال مي بخشيد كه وقت شما دوستان را گرفتم
به اميد بهروزي و سرافرازي همه قوموناي گل
در همه عرصه ها
در همه جاي دنيا
و در هر لحظه
ذاكر حسين نايمان
tashkur az hamed jan ki malomati ba arzeshi ra baray qawma dar en website guzashta .motasefana bazi ha megan ki alhmadunillah ki ma hazara wa shia hastem . feker maykunad ki hazara faqat shia hast . hazara ha tanha shia nestan . hazara yak qawma ta yak mazhab . hazara har den wa mazhabi dashta basha hazara ast . hamay ma brother hamdegar hastem . dostee tan darom hamay shuma ra qawmay gull .sarboland wa mowafaq bashen .
khaili mazorat mekhahm ki farsi na nawshtom .
abdulah
سلام برادر محترم من يكي از هزاره قرلق هاي باشنده كندز ميباشم. طور كه شما فرموديد البته بامعذرت درست نيست كه اينها فرهنك هزاركي را از دست داده من كاملا تكذيب ميكنم.